عاشقانه برای پسرم
خدایا چقدر زود ! چقدر زود میگذره این عمر! چقدر دلم میخواد همه لحظه هابایستاند! چقدر این گل پسر زود داره بزرگ میشه ! انگار همین دیروز بود که از بزرگ شدن شکمم لذت میبردم! انگار همین دیروز بود که با دیدن سونوگرافی شب تا صبح به عکس سیاه و سفید توش چشم دوختم و هزار بار قربون صدقه اون ستون فقرات رفتم که یک سر بهش وصل بود! انگار همین دیروز بود که به همه پیامک دادم ما 3 نفر شدیم! انگار....... تازه گذشته اون روزهایی که با شنیدن صدای گریه های شبونه تو بیدار میشدم و های های با هم گریه میکردیم ! کاری از دستم بر نمی اومد! دلم میسوخت و اشک میریختم ! حاضر بودم تا صبح د رآغوشم بمانی و من زمزمه کنم برایت تا آرا م بگیری! لالا...
نویسنده :
مامان
15:42







